27 خرداد 1399 - 21:56

طوایف آریایی بعد از سرازیر­شدن به فلات ایران، در این دشت‌های خشک و بی آب و علف و در دامنه­های کوه‌های عریان، دچار زمستان‌های سخت و تابستان‌های گرم شدند و ناچار شدند با رنج و زحمت و کارکرد دست و با عشق و علاقه و همت، امکنه­ای برای خود تهیه­کنند. به ناچار برخی از اینها با نام دست(علامت زحمت و کوشش = دستگرد) و برخی با نام مهر(عشق و علاقه) نامگذاری شد(مهریار، 1382: 386).

طوایف آریایی بعد از سرازیر­شدن به فلات ایران، در این دشت‌های خشک و بی آب و علف و در دامنه­های کوه‌های عریان، دچار زمستان‌های سخت و تابستان‌های گرم شدند و ناچار شدند با رنج و زحمت و کارکرد دست و با عشق و علاقه و همت، امکنه­ای برای خود تهیه­کنند. به ناچار برخی از اینها با نام دست(علامت زحمت و کوشش = دستگرد) و برخی با نام مهر(عشق و علاقه) نامگذاری شد(مهریار، 1382: 386).

«با واژه­ی مهر به صورت مهرآباد، بیش از صد محل در اطراف ایران نامبردار است که دو تعبیر دارد: 1- مهر و عشق و محبت موجب آبادی ده شده­است. 2- مهر نام فرشته­ی موکل بر فروغ و خورشید و نور که در بهدینی ارج زیاد دارد؛ یعنی نامگذار می‌خواهد بگوید اینجا را ایزد یا فرشته­ی مهر، آباد کرده­است. تعدد نام‌های مهر و مهرآباد و ترکیبات آن در اطراف مملکت، نشان قدمت و عشق مردم به آب و آبادی است.

بعضی از مهرآبادها در اصفهان: دیه­ای در بخش مرکزی اردستان، دیه­ای در کوهپایه، در خوانسار، در سمیرم، دو ده در نایین، در آران و بیدگل و نیز نام یکی از دهستان‌های مشگنان بر شمال پایانی رودخانه­ی زاینده­رود»(همان، 771و770، 747).

«در شهرهای دیگر چون اراک، تفت، زنجان، شیروان، مراغه و...  نیز این نام به چشم می­خورد. چنان­که مهرگرد یعنی این محل را مهر و عشق ساخته است(همان، 386).

مهر به صورت مخفف مار و میر هم در نام شهرها به کار رفته و در نام بسیاری از ناموران عصر ساسانی هم آمده است مثل ماران، مهرگان، آذر بد ماراسپنت»(همان، 727).

مهرآباد اصفهان، اینک محله ای است بزرگ و زیبا واقع در شمال خیابان مشتاق دوم. در فهرست آماری سال 1375 این نام نیامده است چون که شهر، روستا را بلعیده است.

مهرآباد قریه­ای کوچک در شرق اصفهان بود و از اَلَج چلباس آب می‌گرفت(الج، محلی است که نهر کوچک یعنی جوی از نهر بزرگتر یعنی مادی آب می­گیرد). نام چلباس دو مرتبه در طومار شیخ بهایی آمده­است و در هر دو مورد، منظور آن همین مهرآباد است که در عرف عامه، آن را چلباس می‌خواندند و آن جویی بود که به صحرای مهرآباد، آب می‌رساند و الج آن، در خیابان فعلی مشتاق اول، به مادی نیاصرم می‌رسید و آب کمی از آن برمی­داشت و تا به مهرآباد می‌رسید، دیگر چندان آب مهمی نبود. مهرآباد با این آب، وسعت چندانی نداشت و قلعه­ی آن ویران شده­بود و یکی از تاجران اصفهان، آن محل را ارزان خریده­بود و بعدها به قطعات تقسیم­کرد و در جریان توسعه­ی اصفهان، به قیمت گران به مردم فروخت و بدین­سان شهر پیش آمد و دیه عقب رفت تا نابود­شد.

این محل گاهی مهرات هم خوانده­می‌شد که در طومار شیخ بهایی هم آمده و نزد مردم رایج بوده و در اسناد اجاره­نامه­ها و معاملات، بسیار به کار رفته­است. صحیح آن مهراِرت است و اینکه که آن را با الف ممدود می‌خوانند، از باب تخفیف است. در برخی اسناد اجاره­نامه و انتقالات عادی نیز، آن را مهرآرت نوشته بودند. واژه­ی مهرات در اصل از دو جزء مهر+ ارت ترکیب­شده و بعدها تخفیف یافته به صورت مهرات درآمده است.

ارت در نام‌هایی چون دنارت، پینارت، گورت و بندارت هم آمده­است. ارت در پارسی به صورت ارد هم آمده و در اوستایی مقابل اشه است به معنی مقدس و خوب و پسندیده و این معنا در تسمیه­ی نام‌ها بسیار مورد­علاقه بوده­است»(همان، 773 - 771).

مهرآباد در عهد قاجار طبق صورت مکتوب اداره­ی میاه(آب)، از مادی فرشادی 5 سهم آب دریافت می‌کرده­است. مادی نیاصرم نیز نزدیک محله­ی مهرآباد لت و مقسم پیدا می‌کرد(همان، 814). مادی فرشادی نیز به زمین‌های مهرآباد می‌رسید(همان، 543).

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.



کد محتوا 12332

برچسب ها